شنبگی - مختصری در مورد تاجیکستان ودانشگاههایش و مشکلات دانشجویان

مختصری در مورد تاجیکستان ودانشگاههایش و مشکلات دانشجویان


+ شنبگی

سلام به دوستان و خوانندگان عزیز امیدوارم که همگی شاد و سر زنده باشید مطلب قبلی خاطری از یکی دوستان دانشجو بود که خب با بی مهری ها و مشکلاتی در تاجیکستان روبرو شده بود و چه بسی دانشجویانی که مشکلات بسیار پیچیده تر و ناراحت کننده تری در اینجا برایشان بوجود آمده باشد قصد من از گذاشتن این خاطره نه توهینی به تاجیک بوده و نه به تاجیکستان هر چند که یکی از دوستان با خواندن مطلب گویی خونش به جوش آمده و نظری ضد تاجیکها و افغانها گذاشته است من خود به شخصه می گویم که آنها را باید دوست بداریم و قبول کنیم هر طور که هستند روزی هموطن ما بوده اند و ایرانی تبار اکنون نیز همزبان ما هستند و شاید اتحاد و یکپارچکی بین این 3 ملت باعث پیشرفتهای بسیار زیادی شود البته در هر جامعه ای آدم خوب و بد بسیار است و کسی نمی تواند قومیتی را مستثناء کند و تنها گفتن این مطالب از سوی من ، جهت آشنایی دوستان با محیط اینجا و مشکلات دانشجویان ایرانی در تاجیکستان و همچنین گفتن این مطلب که تاجیکستان در بسیاری از موارد و رشته ها مناسب برای تحصیل نیست.

از این ها بگذریم از وقتی اینجا آمدم خیلی از مواقع می دیدم که دانشجویان دارند راهرو، دفتر مدیر گروه یا حتی باغچه های دانشگاه را تمیز می کنند برایم خیلی جای تعجب داشت مگر می شود به دانشجو در ایران چنین چیزی بگویی ؟؟ حتی به دانش آمو هم نمی شود یعنی چی ؟؟  در ایران الان دانشجو ،خودش را در بسیاری از موارد سهیم می داند چشم و چراغ شکوفایی و نوآوریی هست در مسائل سیاسی نظر می دهد ( هر چند بعدش به همان خاطر ستاره دار می شود و ...) ولی اینجا با دانشجو چه می کنند دانشجو  شان و منزلت بچه های دبیرستانی ما را نیز ندارد شاید بقول یکی از دوستان این رفتار را فقط با پسران در دوران آموزشی سربازی بتوان دید که آن را هم نمی دانم فلسفه اش چیست. خلاصه کلام این کار که معروف است به شنبَگی که تشکیل شده از کلمه شنبه + گی نشان از وظیفه دار بودن تعدادی از دانشجویان برای نظافت دانشگاه است همینطور که در عکس هم می بینید تعدادی دانشجو دارند علف هرزهای باغچه ها را می گیرند حالا بندگان خدا پسران با همان کت و شلوار که آمده اند دانشگاه باید کارشون را انجام بدهند و دختران هم ... 

البته شنبگی تنها مختص شنبه ها نیست و شاید تنها به علت اینکه اوایل روزهای شنبه اینکار نظافت انجام می شده شنبگی نام گرفته ولی الان در تمامی روزهای هفته امکان دیدن اینجور صحنه ها است.

شنبگی

راستی این روزها هر چند هوا داشت رو به گرمی می رفت ولی باز ناگهان کمی سرد شد اغلب باران می بارد و خیابان رودکی کم کم با سبز شدن درختان دارد به اوج زیبایش نزدیک می شود و شاید تنها سرگرمی و تفریح سالم در شهر دوشنبه قدم زدن در این خیابان باشد.

خیابان رودکی

 نمی دونم واقعا چی بگم ولی خب خیلی چیزها که برای دختران ایرانی این روزها آرزو شده اینجا به راحتی محقق شده و بالعکس چیزی که برای دختران تاجیک آرزو است دختران ایرانی دارند و بارزترین آن مسئله حجاب است هر چقدر بعضی از دختران ایرانی دوست دارند که بی حجاب باشند و این براشون شده یک آرزو و نشانه ایی از آزادی زن ، اینجا نه تنها این یک امر عادی است و خیلی از دختر خانمها با گرم شدن هوا یکی یکی از لباسهایشون کم می کنند  ولی خیلی از دختران تاجیک هم هستند که می خواهند حجاب داشته باشند و اینجا بهشون اجازه نمی دهند با حجاب باشند .

خدایا بزرگت را شکر که فقط یک کره زمین را به بشر دادی و این همه باید و نباید بشر گذاشته فاصله این دو کشور از یکدیگر در مقایسه با جهان هیچ است اصلاً خود کره زمین سر سوزنی بیش نیست و چه زیبا گفته اند بشر به چیزی که منعش کنند حریص می شود.

راستی واقعاً آزادی چیست؟

نویسنده : دانشجو ; ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک